همه چى آرومه،من چه قد خوشحالم/ازامهرونم من،به خودم مى بالم/شرجى احساسم،چون كويرى هستم/آره خونگرمم من، گرمسيرى هستم/روستايم باعشق نسبتش نزديكه/زندگى ها بى عشق واقعا تاريكه/شك ندارم هرگز،مردم ده خوبن/باخداباايمان،بنده اى محبوبن/همه چى آرومه،اى امهرونى ها/سال نو،خوش باشيد، همگى تون يكجا/
مرداد:خدابه دادمرداد ماهى هاخواهدرسيد(تركيب شاعرانه راداشتيد!)فكر نكنيد، متولدين اين ماه گرم تابستانى كله شان داغ است!برعكس آدمهاى منطقى وبا عشقى هستند.پيش بينى مى شود امسال ابرهاى تيره ترديد به كنارى برودوآفتاب عشق واميدجلوه گر شود.مردادماهى ها در سال مار به مال و ثروت خواهند رسيد. اگر پسرمجرد هستند، دست روى […]
خرداد:خردادماهى ها اصولا آدمهاى صبورى هستند،فكركن ازيك طرف توى فصل امتحانات به دنيا بيايى ازطرف ديگرتو ماراتن امتحانات الهى شركت كنى!درسال جديد آرامش فكرى كليد موفقيت متولدين خرداداست،متأهلهاكه بامديريت حقوق و يارانه وسرمايه گذارى گسترده دربورس و بازارآهن سرشان حسابى شلوغ است و امكانش هست فكر فراربه كانادابه سرشان بزند!(فريب […]
مهرگان:مدرسه اى كه مى رفتيم(داريوش مهرجويى)/ گلزار شهدا:بربال فرشتگان(جوادشمقدرى)/مسجد جامع:رنگ خدا(مجيد مجيدى)/ تيم فوتبال اميركبير:فراربه سوى پيروزى(جان هيوستن) /شبهاى پرستاره كوير:گاهى به آسمان نگاه كن(كمال تبريزى)/ ورودآزادگان به روستا:بوى پيراهن يوسف(ابراهيم حاتمى كيا)/ ايستگاه:آخرين قطارگان هيل(جان استرجس)/ ساباط:آشيانه مهر(جلال مقدم)/ خاموشيهاى زمان جنگ:شب بيست ونهم(حميدرخشانى)/ دشت:شرق بهشت(الياكازان)/
آيا ميدانيد فاصله روستاى زيباى اميران تا شهر مقدس كربلا ١٢٠٠ كيلومتر است؟آيا ميدانيد در سراسر كشورايران،تنها يك روستا به نام “اميران” وجود دارد؟/ آياميدانيد روستاى “حسين زائرى” از توابع شهرستان دشتى استان بوشهر است؟/ آيا ميدانيد اميرانى ها، مردمانى اصيل،باايمان، بافرهنگ،مهربان و مهمان نواز هستند؟/ آيا ميدانيد به فرموده […]
امهرونى هاى زيادى شاهداين اتفاق بودندو ميتونن دردادگاه عدل الهى شهادت بدن!يك اردك بخت برگشته وحشى درمسير مهاجرتش گذرش به امهرون افتاد،جماعت ماجراجوى روستابا سلاحهاى سردوگرم افتادنددنبالش،يكى با تفنگ ساچمه اى،يكى با تيركمون يكى ديگه با دست خالى وبه اميد شانس وبخت واقبال، خلاصه صحراى محشرى شده بود،به قول سينمايى […]
درقسمت اول ازخاطره تماشاى يك فيلم گفتم،اين باربه نقل خاطرات تماشاى فوتبال درآن سالهامى پردازم،باذكراين نكته كه خاطرات قسمت دوم از زبان برادر بزرگمه:جام جهانى٩٠ ايتاليادر خرداد٦٩ شروع شد،بازيهابا تأخيردرآخرشب پخش ميشد،منم به عشق ديدنش تاديروقت بيدارمى موندم،جام قبلى(٨٦مكزيك)با جادوگرى مارادوناو قهرمانى آرژانتين تموم شده بودوحالاديدن تصويراو بر صفحه تلويزيون […]
قصددارم تحت عنوان “خاطرات دهه شصت” جسته گريخته مطالبى بنويسم،هم بامراجعه به حافظه خودم يانقل قول از اقوام،دوستان وآشنايان دور ونزديك. إنشاءالله موردقبول واقع بشه.اولين خاطره به نقل ازيكى از بستگانه كه ماجراى تماشاى يك فيلم در مسجدامهرونه،بسم الله/ “توبه نصوح”نام فيلم معروفى بوددراوايل دهه شصت كه داستانش اينجوربود: لطفعلى […]
اسفند:اسفندواسفنددونه،اسفندسى وسه دونه، (بقيه اين غزل معروف مولاناجلال الدين محمد امهرانى يادم نمياد) خوب تمام خبرهاى خوشى كه درباره يازده ماه قبل ازاسفندگفتم، براى ماه آخرسال هم صدق ميكنه،طالع بينى ازاين بهتر؟هرچى خبر خوب ودرست درمون بود ريختم رودايره، مثبت انديشى يعنى همين،خواجه حافظ شيرازى ميفرمايد:گفت آسان گيربرخودكارها كزروى طبع/سخت […]
آذر:رسيديم به آذرماه، آذردرلغت يعنى آتش، درهواى مطبوع پاييزى آخ مى چسبه چاى آتيشى وسيب زمينى تنورى!يادم رفت فالتو ببينم،چى مى خواهى بدونى،عشق زيرباران رفتن وخيس شدن نيست،عشق آن است كه وسطاى برج حقوقت ته بكشه و زن وبچت نفهمن،اره(به سبك باباپنجعلى)،عشق گمشده ديريازودپيداش ميشه،رفته بوده زواره برات دسته گل […]